گفتگو فقط راهی برای رسیدن به مقصد نیست، بلكه خودش هدف و مقصد است. به عبارت دیگر، گفتگو در ازدواج می‌تواند كمك شایانی به برقراری ارتباط مثبت و حل مشكلات كند و یكی از 4 نیاز مهم احساسی ما را برآورده كند و آن هم نیاز به صحبت كردن با فردی دیگر است. زمانی كه می‌دانید چگونه این نیاز همسرتان را برآورده كنید، می‌توانید بر محبت میان خود و همسرتان نیز بیفزایید.

وقتی به جایی برسید كه احساس كنید تمام حرف‌های شما و همسرتان تكراری شده چه می‌كنید؟ و از آن بدتر اگر ببینید همسرتان شما را به خاطر منظوری كه هرگز نداشته‌اید مقصر می‌داند و مسائل را جور دیگری تفسیر می‌كنید چه خواهید كرد؟

این اتفاق بین بسیاری از زوج‌ها می‌افتد و گفتگوها جذابیت و مفهوم خود را از دست می‌دهند. شما و همسرتان به دلایلی مرتب حالت دفاعی به خود می‌گیرید و احساس می‌كنید نه تنها دیگر حرف‌ها، بلكه احساسات یكدیگر را نیز درك نمی‌كنید. پس سعی می‌كنید هر چه ممكن است كمتر حرف بزنید.

جالب است بدانید كه گفتگو بویژه در ازدواج آن قدر مهم است كه بیشتر افراد شریك زندگی خود را بر اساس صحبت‌ها و بیان عقایدش انتخاب می‌كنند.

آنچه باید بدانید این است كه ویژگی‌های یك گفتگوی خوب چیست؟ دشمن یك گفتگوی خوب چیست و چه چیزهایی می‌تواند گفتگو را به جاهای بدی بكشاند؟

‌شرایط گفتگوی خوب

اگر خوب فكر كنید، خواهید دید یكی از راه‌هایی كه شما را برای همسرتان مطلوب می‌كند، این است كه در گفتگو‌ها از او حمایت كنید و به تحسین و تمجید او بپردازید. درك متقابل و همدلی اهمیت بسیاری دارد و انگیزه گفتگو را افزایش می‌دهد.

از طرفی شما نیاز دارید كه از محبت و توجه همسرتان به خود مطمئن شوید تا بتوانید عقاید و احساسات خود را با او در میان بگذارید.

وقتی با یكدیگر صحبت می‌كنید، در واقع قصد دارید یكی از نیازهای مهم خود را كه نیاز به گفتگوست، برآورده كنید. پس اگر این كار را آموخته باشید، هم گفتگوی دلنشینی خواهید داشت كه طرف مقابل را خسته نمی‌كنید، هم نیازتان به بهترین شكل برطرف می‌شود.

جنبه اخباری و درك متقابل

یكی از ویژگی‌های گفتگوی خوب، دادن اطلاعات به طرف مقابل و درك اوست. شما و همسرتان همه چیز را درباره یكدیگر نمی‌دانید، اما گاهی اوقات به دلایلی مانع از دادن این اطلاعات نیز می‌شوید و این موجب كسل‌كننده شدن بحث می‌شود.

می‌توانید در مورد گذشته خود و خاطراتی كه داشته‌اید یا در مورد تجربیاتی كه در زمان حال كسب می‌كنید یا حتی برنامه‌هایی كه برای آینده دارید، با همسرتان صحبت كنید و واكنش‌ها و عكس‌العمل‌های او را در مورد این برنامه‌ها ببینید و از احساسی كه نسبت به آنها دارد آگاه شوید. شما با بستن پیوند ازدواج نسبت به یكدیگر متعهد می‌شوید، پس برای این تعهد نیاز به آموختن مهارت‌های همكاری و رابطه تعامل دارید.

این كه از چهارچوب فكری یكدیگر آگاه باشید، باعث می‌شود بتوانید بال‌های پرواز خود را بسازید، بدون این‌كه بال‌های طرف مقابل را با شكستن حریم‌هایش بشكنید!

حالا شاید این سوال پیش بیاید كه چرا فقط اطلاعات ندهیم؟

اطلاعاتی كه بیشتر افراد می‌دهند، راجع به خود و احساسات عمیقشان نیست، زیرا طرف مقابل علاقه و رغبتی به آنها نشان نمی‌دهد. پس اگر شما نسبت به همسرتان كنجكاوی نشان ندهید، او نیز تمایلی به دادن اطلاعات به شما نخواهد داشت و روند گفتگو مختل می‌شود.

اعتماد مهم است

اعتماد در روابط میان افراد بویژه همسران نقش قابل توجهی دارد. فرد قبل از این‌كه راجع به خود و احساساتش با شما صحبت كند، باید به شما اعتماد داشته باشد.

البته وقتی پای گفتگوی موثر در میان باشد، هر دو طرف باید در مورد مسائل، تفكرات، برنامه‌ها و تجربیات خود با یكدیگر صحبت كنند و هر دو نیز باید نسبت به شنیده‌ها واكنش مناسب نشان دهند. در غیر این صورت، صمیمیت لازم ایجاد نمی‌شود و نیاز احساسی به گفتگو تامین نخواهد شد.

درك و همدلی

پس از ایجاد رغبت به دادن اطلاعات و ردوبدل كردن اطلاعات، نوبت به احساس همدلی و درك می‌رسد. درك دوطرفه احساسات، پایه‌گذار انگیزه و محبت بیشتر خواهد بود. بدین ترتیب، موانع احتمالی از بین می‌رود و از نظر روحی بیشتر به یكدیگر نزدیك خواهید شد. زیرا هیچ یك از شما دلیلی برای پنهان كردن مسائل و حتی نقطه ضعف‌های خود از طرف مقابل ندارید.

پرداختن به نكات مورد علاقه طرف مقابل

اگر دقت كرده باشید، جهت اصلی هر گفتگویی را موضوع و عنوان آن مشخص می‌كند و همه ما برخی موضوعات را بیشتر از برخی دیگر می‌پسندیم.

وقتی صحبت می‌كنیم، با علاقه و واكنش همسرمان می‌توانیم دریابیم كه او از طرح چه موضوع‌هایی بیشتر لذت می‌برد و با گفتگو در مورد آنها بحث را لذتبخش‌تر می‌كنیم.

اما نكته اینجاست كه این علایق نیز تغییر می‌كنند. شاید موضوعاتی كه چند سال یا حتی چند وقت قبل برای همسرتان جالب بوده، حالا بنابر شرایط یا وضعیت حاكم جذابیتی برایش نداشته باشد. شاید موضوعاتی كه زمانی برای او چندان جالب نبوده یا حتی خسته‌كننده به نظر می‌رسیدند، حالا او را به سمت خود جذب می‌كنند. پس نمی‌توان انتظار داشت موضوعی كه در اوایل ازدواج همسرمان را خوشحال می‌كرد، حالا پس از گذشت چندین سال باز هم مورد توجه او باشد. از این رو باید مرتب از علایق و مشغولیت‌های همسرمان آگاه شویم.وقتی همسرمان ببیند كه ما از آنچه دوست دارد اطلاع داریم و به آن می‌پردازیم، خوشحال می‌شود و این انرژی مثبت بر صمیمیت میان ما می‌افزاید.

اما اگر با وجود این‌كه می‌دانیم طرف مقابل به چه موضوعاتی علاقه‌مند است، باز هم وقتی راجع به آن صحبت می‌كنیم گفتگویمان خسته‌كننده می‌شود، چه باید بكنیم؟

بهتر است در این صورت به مسائلی بپردازید كه برای هر دو جذاب باشد تا هر دو نسبت به آن هیجان و واكنش مناسب نشان دهید. توافق و هماهنگی در این میان بسیار اهمیت دارد و باید از طرح مسائلی كه به دلایل كاری یا شغلی فقط برای خودتان اهمیت دارد، بپرهیزید.

تعادل در گفتگو

گفتگو مانند یك خیابان دوطرفه است؛ پس سعی در یكطرفه كردن آن نكنید. اگر هر یك از همسران بخواهند تنها گوینده یا تنها شنونده باشند، اصل گفتگو دچار مشكل می‌شود.هرگز صحبت طرف مقابل را قطع نكنید. منتظر شوید تا حرفش تمام شود، سپس صحبت كنید و زمانی كه یكی از شما احساس می‌كند مدام در حال صحبت است و به عبارتی پرحرفی می‌كند، بهتر است خودش مكثی كند تا طرف مقابل نیز فرصت ابراز عقیده و اظهارنظر پیدا كند. وقتی هر دو طرف در گفتگو شركت كنند، برایشان لذتبخش‌تر خواهد بود.